محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
596
مخزن الأدوية ( ط . ج )
آن مانند غلاف آن و تند طعم با اندك تلخى و نبات آن ثمنشى كوچك و منبت آن بلاد حبش و سودان است و از آنجا به مصر مىآورند و اهل بلاد به جاى فلفل مستعمل دارند . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : محلل رياح غليظه و بلغم لزج و مفتح سدد و با عسل محرك باه و جهت درد دندان و حركت آن و قولنج و ايلاوس نافع . مضر حلق ، مصلح آن عناب و معدل مبرودين . مقدار شربت آن : تا دو درم و حكيم مير عبد الحميد نوشته كه به هندى آن را كاچ مرچ نامند و نبات آن ما بين شجر و گياه تا به دو ذرع است و نهايت سه ذرع و برگ آن مانند برگ ريحان سبز و گل آن سفيد مانند گل آلوچه و از آن بسيار ريزهتر و ثمر آن طولانى تا به قدر دو بند انگشت و مستدير صنوبرى شكل مخروطى طرف متصل به شاخ غليظتر از طرف بالاى آن و در خامى سبز و بعد از رسيدن سرخ براق مىگردد و تخم آن سفيد شبيه به تخم جوز ماثل و از آن كوچكتر و آن ثمر در غايت حدت با اندك تلخى است و در خواص مانند دارفلفل و حرارت اين زياده از آن است و پختن ماهى بدان مصلح ضرر ماهى است و در خواص ديگر به نحوى است كه صاحب تحفة المؤمنين نقل از بغدادى و انطاكى نموده و نوشته و مؤلف گويد كسى كه گاهى آن را نخورده و محرور المزاج باشد به مجرد رسيدن آن به زبان او و يا به چشم او سوزش بسيار مىكند و تورم به هم مىرساند و نيز نوعى ديگر از فرنگ تخم آن را مىآورند و در بنگاله در بعضى باغچهها مىكارند برگ آن از آن اندك عريضتر و ثمر آن مدور به قدر آلوى سياه و پوست آن بعد از رسيدن سرخ و با شكنج مىباشد و حدت اين اندك كمتر از سرخ طولانى آنست . فلفل الماء ماهيت آن : فلفلى است كه در آبهاى ايستاده غير جارى مىرويد و لهذا آن را فلفل الماء نامند . برگ آن شبيه به برگ بيد و نرم نازك و ساق آن پر گره و شاخهاى آن به قدر ذرعى و دانه آن ريزه و مجتمع شبيه به خوشه و طعم آن تند شبيه به طعم فلفل و بىعطريت و بعضى عوض فلفل و افاويه خشك آن را با زيت سوده در اطعمه استعمال مىنمايند و قايم مقام آنست و آنها را خوش طعم و رايحه و سريع الهضم مىگرداند و بيخ آن طولانى و بىمنفعت . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : * اعضاء الغذاء * مسخن معده و جگر و هاضم شرباً و ضماد برگ و ثمر آن محلل اورام بلغميه و صلبه برآمده و رافع آثار و كمنه الدم تحت عين . * الزينه * ضماد بيخ آن جهت رفع كلف و نمش مزمن صلب قوى الاثر . مقدار شربت آن : تا دو درم است . فلفل مويه به ضم ميم و سكون واو و فتح يا و ها به هندى پيپلامول به لام و پيپلامور به راى مهمله نيز نامند و مول و مور به لغت اهل هند اسم بيخ است و پيپل نام دارفلفل يعنى بيخ دارفلفل و دارفلفل در حرف الدال ذكر يافت . ماهيت آن : بيخى است گرهدار و بعضى متشعب و اغبر و مغز آن سفيد و ريشهدار و تند طعم و بهترين آن تازه سفيد تند طعم سنگين صلب آنست و در طبيعت و خواص و مقدار شربت و مصلح قريب به دارفلفل . * امراض الرأس * سعوط آن جهت صرع و سكته و خاييدن آن به تنهايى و يا با مويز و يا غرغره آن با طبيخ مويزج جاذب و قالع بلغم از دماغ و جهت امراض مذكوره نافع . * اعضاء الغذاء و النفض و غيرها * مشهى طعام و هاضم آن و حرارت معده را برافروزد و جهت قولنج و رياح بارده و امراض طحال و ورك و عرق النساء و نقرس و اوجاع بارده و ريحيه و تشنج شديد النفع و قوىتر از دارفلفل شرباً و ضماداً . بدل آن : به وزن آن نارمشك و دو ثلث آن سورنجان و ثلث آن مغز حب القرطم و دارفلفل نيز گفتهاند . مضر محررين و مقلل نور بصر و منى است . فصل الفاء مع النون فنجيون به فتح فا و سكون نون و كسر جيم و ضم ياى مثناة تحتانيه و سكون واو و نون و فنجريون نيز آمده . ماهيت آن : نباتى است برگ آن شبيه به برگ لبلاب كبير كه آن را قسوسى نامند و از آن بزرگتر و از هفت عدد زياده نمىشود و طرف ملاصق بر زمين آن سفيد و طرف بالاى آن بسيار سبز و با زوايد و زواياى بسيار و در بهار از ميان برگهاى آن ساقى مىرويد به قدر شبرى و گل آن زرد و زياده بر ده روز نمىماند و لهذا تصريح نمودهاند كه بىگل و بىساق مىباشد و بيخ آن باريك و در مواضع نمناك به هم مىرسد تند طعم و تلخ و با قبض و تازه آن مستعمل و خشك آن را حدت و تلخى زياده . نواب علوى خان معتمد الملوك قدس سره نوشتهاند يمكن اين نبات صنفى از تنباكو باشد . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : محلل رياح . * الصدر * نگاه داشتن قليلى از